لطافت موج می زد در صدایت...که دل بُرد از خدا هم ربّنایت
سلام رفقا
حلول ماه ربیع الأول، ماه میلاد رسول مهربانی و رأفت، مبارک.
مدتهاست فکری، دغدغه ای در ذهنم هست که برای بیان کردنش اینجا را، همین حلقه ی دوستانه ی خودمان را، مناسب تر دیدم:
پیامبرمان کجای دل و یاد ماست؟!
این پیامبرِ عزیز و غریب، که علی امیرالمؤمنین(ع) برایش و به خاطرش جان ِ نازنینش را اهدا می کرد کیست؟! چه قدر در زندگی ما به عنوان "پدر"، جایگاهش شناخته شده؟- نه حتی به عنوان برترین خلق خدا!
اوصاف و سیمای رسول الله را می خواندم؛ دوست دارم گوشه ای از آن را برایتان بنویسم:
...نفس خود را از سه چیز پرهیز می داد:1.مراء و مجادله 2. پرحرفی 3.گفتن حرفهای بی فایده
نسبت به مردم نیز از سه چیز پرهیز می کرد: 1. هرگز احدی را مذمت و سرزنش نمی کرد. 2. هرگز لغزش و عیبهای مردم را جستجو نمی کرد. 3. هیچ وقت حرف نمی زد، مگر در جایی که امید ثواب در آن می داشت.
از همه مردم دیرتر به غضب در می آمد. از همه زودتر آشتی می کرد و خشنود می شد.
از همه مردم رئوف تر به مردم بود و بهترین مردم و نافع ترین آنان برای مردم بود...
بدون اینکه از خود ذلتی نشان دهد، همواره متواضع بود و بدون اینکه اسراف بورزد، سخی بود.
خُلق نازنینش بسیار نرم بود به این معنا که نه کسی را با کلام خود می آزرد و نه به کسی اهانت می نمود....
و انگار خیلی از ما فقط بسنده کردیم به روز تولد و رحلت و یا مبعث حضرت رسول، که نامی از او ببریم و یادی از سیمای نورانی و "خُلق عظیم"ش کنیم...
شاید به نوعی در این ماه دو تا قرار داشته باشیم:
1. یادِ پیامبر 2. گذشت و بخشش
در کتاب همنام گلهای بهاری(نگاهی نو به زندگی و شخصیت پیامبر)[1] ذیل عنوان عفو آمده:
بر دسته ی شمشیرش نوشته شده بود: «از کسی که بر تو ستم ورزید، بگذر!»
هم خود آراسته به عفو بود و هم دیگران را به گذشت سفارش می کرد:
«گذشت کنید! همانا عفو، جز بر ارج بنده نمی افزاید؛ پس یکدیگر را عفو کنید تا خداوند ارجمندتان کند»
همین...یا علی!
سلام می کنیم اول به خدای عزیزدل،بعد به صاحب وقت مون،که هرچه داریم به برکت وجود اوست و بعد هم به همه آدم خوبا...ما آدم بدا می خوایم قدم بذاریم تو راه شما.یا علی مددی.