بر فرق تاریخ

  چرا از دل و جان به جهان گوش ندادی تا تو را از رازی بیاگاهاند که فقط نمونه ی آن را بر حسب تصادف و اتفاق در نسلی عنوان می کند؟!
  آیا شخصیت بزرگی را شناخته ای که برای بشر حقیقت ازلی و ابدی بودن انسانیت را بازگو کند ، آن چنان که سران عقلا و قوم هر یک مناسب ذوق خویش از آن بهره گیرند و تنها پیروان مذهب عادت که به غیر از زندگی در سایه ی آن عملن چیزی نمی فهمیدند و تنها به آنچه از پدران و اجداد خود از افکار و آراء بی هیچ زحمتی فراگرفته و بنا بر اساس تقلید کورکورانه به آن ها سر فرود آورده بودند ، از آن حقیقت سر باز زدند.
  آیا هیچ از تاریخ مشرق زمین سراغ عقیده ای محکم و خلل ناپذیر را گرفته ای که بر اثر هیچ زلزله و آتش فشانی متزلزل و از هم پاشیده نشده باشد؟!
  آیا از دنیا خواسته ای تا برای تو سخن از مهر و محبتی گوید که از قلبی سرشار از عاطفه و مهر برخاسته و از زبانی بیرون جسته که منبع آشتی و صلح و صفاست؟
  آیا عصمت و پاکدامنی را در قاموس لغات باز شناخته ای ؟
  آیا از فرمانروایی سراغ گرفته ای که نان سیر نخورد ، به این عنوان که بسیاری از مردم شکم گرسنه سر بر بالین می گذارند ، و لباس نرم نپوشید به این سبب که در آحاد ملتش یافت می شدند کسانی که لباسشان خشن بود ؟! ...
  آیا در مهد عدالت بزرگی را می شناسی که اگر همه ی جهانیان به عداوتش برخیزند ، او از مسیر حق و عدالت دور نشود ... و دشمنانش اگر چه کوه ودشت را پر کنند ، همگی گمراه و باطل باشند ؟
  آیا از تاریخ درباره ی رزمنده ی دلاور و شجاعی نشان گرفته ای که دشمنان میدان کارزار را هم - به خاطر آن که انسان هستند - دوست بدارد و تا آن جا در این مهر ورزی پیش رود که به یاران خود آن ها را توصیه کند؟
  در حالی که او اصلاح طلب بزرگ و لایق و صالحی است که در آماج تیرهای فریب و نیرنگ آنان قرار گرفته است - و بگوید :" تا آن ها شروع نکنند ، با آن ها نجنگید و اگر به یاری خدا شکست خوردند ، کسی را که تسلیم شد از پای در نیاورید و آن را که فرار می کند ، تعقیب ننمایید و زخمی شدگان را زخم دیگر نزنید و یاری کنید و زنان را آزار نرسانید "
  آنگاه فرمودند :" پاداش مجاهد شهید در راه خدا ، افزون تر از آن کسی نیست که قدرت یابد و عفو کند ، شاید کسی که عفو می کند و می بخشد ، تا مرتبه فرشتگان بالا رود ... "
  دشمنان و پیروان نادانش روزگار را بر او تنگ ساختند و چیزهایی می گفتند که هر قلبی را مکدر می نمود و او در عوض همیشه تکرار می کرد :" در آن گفتار که بتوانی احتمال نیکی بدهی، گمان بد مبر!"
  آیا در تاریخ مشرق زمین هیچ از نهج البلاغه سراغ گرفته ای که اگر بزرگی و عظمت خلقت و زیبایی های آفرینش و بزرگی های جهان هستی سخن بگوید ، در دلت بامدادی از انوار ستارگان ، سخنی رساتر از هر رسائی و اعجاب انگیزتر از هر تنزیلی می نگارد، سخنی که با امکانات زبان عرب چون آن نبوده و نخواهد بود ، تا آن جا که یکی در حق گوینده ی آن چنین گفته است : گفتار او پایین تر از گفتار خدا، و بالاتر از بیان بشر است .

  در پیشگاه حقیقت و تاریخ، بی تفاوت است که تو این مرد را شناخته ای یا هنوز او را نشناخته ای . چه تاریخ و حقیقت هر دو گواهی می دهند که او ، وجدان بزرگ ، شهید راه حق و حقیقت ، و پدر شهیدان ، علی بن ابی طالب ، صدای عدالت انسانیت ، و بزرگ شخصیت جاودان مشرق زمین است.

  ای روزگار ! چه میشد تا همه ی نیرویت را به کار می بردی ، و در هر دوره شخصیتی را به قلب و خرد و زبان و ذوالفقار چون علی ،به جهان عرضه می داشتی!!


 عمر بن خطاب : در زمان رسول خدا ، ما به علی چنان می نگریستیم ، که گویی به ستاره ی آسمان چشم دوخته ایم .


پ.ن1: متن بالا از کتاب "علی ، صدای عدالت انسانی"  نوشته ی جرج جرداق است .
پ.ن2: جرج جرداق ، نویسنده ی مسیحی اهل لبنان است که شیفته ی علی (ع) است و یکی از بهترین کتاب ها را در وصف امیر مومنان نوشته است.