|
تا سلام تو ... و خدایی که در این نزدیکی ست
| ||
|
به نام خدای رحمان...
سلام رفقا... مقدمه:این هفته می خوایم درباره ی موضوعی بحث کنیم که شاید هرکدوم از ماها باهاش برخورد کرده باشیم... تو این متن نمی خوام خیلی توضیحات اضافی بدم و یا موضع گیری کنم،چون می خوام همه آزادانه نظرشون رو بگن و از یه بحث منطقی به نتایج و پاسخ های منطقی و درست برسیم انشالله... همه ی کارها به دست خداست و مبدا و مقصد همه ی امور،همو حضرت پروردگاره و نه غیر؟! حالا اگر با یه همچین تفکری و دیدگاهی برخورد کنید،موضع شما در مقابلش چیه؟! پای این «یاعلی» گفتنتون می ایستید؟!یانه؟! اگر بایستید،استدلالتون برای همچین کسی چیه؟! بسم الله... والسلام... [ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 12:43 ] [ مریم ]
خدایا یه کاری بکن به لطفت به کرمت به مهرت همه مریضا امسال سرپا بشن. خدایا کمکم کن دوباره خوشحال باشم.دوباره سرحال باشم، دوباره کودک باشم. خدایا کمکم کن که مامانم حرص نخوره..!!! خدایا یه آفتی گریبانگیرم شده،گاهی نامرد میشم،نامرد...یه کاری بکن امسال نامردی رو بذارم کنار... خدای من... پ.ن:دوست نداریم زیادی توضیحش بدیم رفقا...قرار بود از دعاهامون بگیم.همون دعاهایی که لحظه ی تحویل سال توی گوش خدا نجوا کردیم....از این " خدای من " گفتن ها،از این "خدایا دوست دارم "ها ،از این پچ پچ های عاشقانه میشه حرف زد.. اصلا چرا باید دعا کنیم؟ چرا در حق هم دعا می کنیم؟ چی از دعاهای هم یاد می گیریم؟ و ... [ پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 23:26 ] [ فائزه ]
به نام خدای بخشنده ی خوب مهربان خدای من سلام ؛ سلام! خدایا کمک کن تو سال 91 حداقل یه نفرو خوشحال کنم! خدایا امسال یه کاری بکن بفهمم که نگام می کنی! خدایا میدونم دوسم داری؛خودت گفتی که دوسم داری خدایا یه کاری بکن امسال درک بکنیم لذت ببریم بفهمیم که تو دوسمون داری...
دوست ندارم زیادی توضیحش بدم رفقا...بیایید از دعاهامون بگیم.همون دعاهایی که لحظه ی تحویل سال توی گوش خدا نجوا کردیم....می دونم خیلیاش رازه...اما از اونایی که کمی کمتر خصوصین میشه حرف زد...از این " خدای من " گفتن ها،از این "خدایا دوست دارم "ها ،از این پچ پچ های عاشقانه میشه حرف زد...و از اینکه چطور میشه امسال حداقل یه نفرو خوشحال کنیم؟چطور بفهمیم که خدا نگامون می کنه،دوسمون داره...؟ یا علی...
[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 23:30 ] [ زهرا ]
بسم الله الحق الکریم. [ پنجشنبه سوم فروردین 1391 ] [ 17:37 ] [ فائزه ]
ص، سوگند به قرآنى كه داراى ذكر است (كه اين كتاب، معجزه الهى است). (1) ولى كافران گرفتار غرور اختلافند! (2) چه بسيار اقوامى را كه پيش از آنها هلاك كرديم؛ و به هنگام نزول عذاب فرياد مى زدند (و كمك مى خواستند) ولى وقت نجات گذشته بود! (3) آنها تعجب كردند كه پيامبر بيم دهندهاى از ميان آنان به سويشان آمده؛ و كافران گفتند: اين ساحر بسيار دروغگويى است! (4) آيا او بجاى اينهمه خدايان، خداى واحدى قرار داده؟! اين براستى چيز عجيبى است!» (5) سركردگان آنها بيرون آمدند و گفتند: «برويد و خدايانتان را محكم بچسبيد، اين چيزى است كه خواسته اند (شما را گمراه كنند)! (6) ما هرگز چنين چيزى در آيين ديگرى نشنيدهايم؛ اين تنها يك آئين ساختگى است! (7) آيا از ميان همه ما، قرآن تنها بر او ( محمد) نازل شده؟!» آنها در حقيقت در اصل وحى من ترديد دارند، بلكه آنان هنوز عذاب الهى را نچشيدهاند (كه اين چنين گستاخانه سخن مى گويند)! (8) مگر خزاين رحمت پروردگار توانا و بخشندهات نزد آنهاست (تا به هر كس ميل دارند بدهند)؟! (9) يا اينكه مالكيت و حاكميت آسمانها و زمين و آنچه ميان اين دو است از آن آنهاست؟! (اگر چنين است) با هر وسيله ممكن به آسمانها بروند (و جلو نزول وحى را بر قلب پاك محمد بگيرند)! (10) (آرى) اينها لشكر كوچك شكستخوردهاى از احزابند! (11) پيش از آنان قوم نوح و عاد و فرعون صاحب قدرت (پيامبران ما را) تكذيب كردند! (12) و (نيز) قوم ثمود و لوط و اصحاب الايكه ( قوم شعيب)، اينها احزابى بودند (كه به تكذيب پيامبران برخاستند)! (13) هر يك (از اين گروهها) رسولان را تكذيب كردند، و عذاب الهى درباره آنان تحقق يافت! (14) اينها (با اين اعمالشان) جز يك صيحه آسمانى را انتظار نمى كشند كه هيچ مهلت و بازگشتى براى آن وجود ندارد (و همگى را نابود مى سازد)! (15) آنها (از روى خيره سرى) گفتند: «پروردگارا! بهره ما را از عذاب هر چه زودتر قبل از روز حساب به ما ده!» (16)
[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 19:54 ] [ فائزه ]
سوره مبارکه فرقان:
و پيامبر عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها كردند». (٣٠) (آرى،) اين گونه براى هر پيامبرى دشمنى از گناهکاران قرار داديم؛ اما (براى تو) همين بس كه پروردگارت هادى و ياور (تو) باشد! (٣١) و كافران گفتند: «چرا قرآن يكجا بر او نازل نمىشود؟!» اين بخاطر آن است كه قلب تو را بوسيله آن استوار گردانیم، و (از اين رو) آن را به تدريج بر تو خوانديم. (٣٢) آنان هيچ مثلى براى تو نمىآورند مگر اينكه ما حق را براى تو مىآوريم، و تفسيرى بهتر (و پاسخى دندان شكن كه در برابر آن ناتوان شوند)! (٣٣) (تو گمراه نيستى،) آنان كه بر صورتهايشان بسوى جهنم محشور مىشوند، بدترين محل را دارند و گمراهترين افرادند! (٣٤)
[ جمعه هفتم بهمن 1390 ] [ 20:0 ] [ فائزه ]
سلام به همه. حدود چهار ماهه که از افتتاح این وبلاگ می گذره ولی اینجا اونی نشد که فکر می کردیم و می خواستیم. لطفا بهمون بگید چرا و بگید که چه کار کنیم تا بهتر بشیم؟ اصلا چرا آدما اینطورین؟ برای هزار تا کار ریز و درشت در طول روز وقت دارن ولی فقط چند دقیقه برای خودشون وقت نمیذارن.
منتظر نظرها و پیشنهادهاتون هستیم. یاعلی.
[ سه شنبه ششم دی 1390 ] [ 14:1 ] [ فائزه ]
بسم رب الحسین(ع)...
"حادثه ی غدیر به ما می گوید که ولایت الهی برزمین امر مهمی ست که خدا از آن به عنوان اتمام رسالت حضرت ختمی(ص) یاد می کندو می بینیم که پیامبر اسلام بعد از جدی ترین تلاش برای کمال دین به دار فانی شتافت. *** پانوشت:سلام رفقا... اینم از درس محرم و عاشورا... امید که ما از اهل کوفه نباشیم برای مهدی فاطمه... التماس دعا...یاعلی [ یکشنبه سیزدهم آذر 1390 ] [ 12:52 ] [ زهرا ]
به نام خدای مهربان... امروز غدیر است. روز علی. روز ولایت. روز ولایت علی. ولایت کسی که تاریخ هیچ گاه نتوانست او را سزاوارگونه درک کند واز او بگوید. سخن از اقیانوسی بی انتها و آسمانی بی کران دشوارترین کار دنیاست. و آنگاه که ذهن عاجز از درک اوست و قلم قاصر از وصف اوست مدد میجویی از آنان که اوصاف علی را به زیبایی به رشته کلام کشیده اند: امام - عليه السلام - کلمه ی خدايی است. برهان الهی است. جهت پروردگار است، و نماينده ی خواست آفريدگار. امام - عليه السلام - نور يزدان است و واسطه ی معرفّی درستِ خلّاقِ جهان. امام - عليه السلام - آيت کردگار است و نشانه ی خاص پروردگار. او را خدای بر می گزيند و از همگان برتر و بهتر می داند، و آن علم و توفيق و کمال که شايسته ی مقام امامت است در او می نهد و سپس "طاعت و ولايت وی" را بر همه ی آفريدگانش واجب می کند. آری، وجود امام - عليه السلام - صدق محض است، و عدل تامّ و تمام. امامت، ميراث انبيا است و مرتبه ی اصفيا، خلافت خدايی است و جانشينی به تمام معنای رسولان الهی. ولايت او مايه ی نجات است و طاعت او لازمه ی واقع حيات، و مددکار عالم بعد از ممات. امام - عليه السلام - برای تشنگان، آب گوارا است، و برای هدايت خواهان، دليل و راهنما. امام، چراغ پر نور هدايت است و راه روشن سعادت. برگرفته از کتاب "علی(ع)معیار کمال" نوشته "دکتر رجبعلی" رها یا علی... زهرا اَلْحَمْدُ لِلّهِ الّذی جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّکینَ بِوِلایَةِ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَالاْئِمَّةِ عَلَیْهِمُ السَّلامُ
شکرت خدا.شکرت خدای خوب من.
شکرت به خاطر نعمت ولایت و محبت امیرالمومنین علی(ع).
چقدر حرف برای گفتن داشتم!!
همین یه بیت به جای همه حرفا:
ابتدای کربلا مدینه نیست،ابتدای کربلا غدیر بود
ابرهای خون فشان نینوا،اشکهای حضرت امیر بود...
فائزه
حرف از علی که می شود،دست و پای دلم می ارزد!!
نفس ها را از پس هم بلند می کشم تا تپش های قلبم را آرام تر کنم ولی افسوس که او هماره یک حس غریب عزیز است که در عین آرامش مرا ویران می کند! همیشه به جایی می رسم که در مقابل ندای عشقش باید جانانه تعظیم کنم! و در آغوش بکشم؛مهری را که از مادرم به ارث برده ام...مهر زیبای علی و آغوش پدرانه ی حضور را... بندگان خوب خدا،ولایت علی بن ابی طالب نوش ِ جانِ سلام گویتان. غدیر مبارک ،صاحب دلان... یاعلی مدد... مریم
***
تبریک نوشت: عید غدیر به شما بزرگوارانی که در اوج دل تنگی های کودکانه مان دستگیرمان بودید تا پای دلمان نلغزد مبارک...
دعا گوی روح بلندتان هستیم که تنهایمان نگذاشتید...شما حامیان معنوی عزیزمان...
علی دستگیر قلب پاکتان...
یاعلی...
[ سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 ] [ 11:33 ] [ زهرا ]
به نام خدایی که تدبیر امور به دست اوست... سلام رفقا... عین جمله ایست که جناب رستمی فرمودند: چراغ: سوره ی کهف-داستان اصحاب کهف پانوشت:کوتاه بود ولی مفید... [ جمعه سیزدهم آبان 1390 ] [ 13:36 ] [ زهرا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||